|
||
«اگر میخواهید شاد باشید، شادمانه رفتار كنید».
احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما میتوانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت میكنند، با مدیریت و كنترل آنها میتوانید از شر آنها رهایی پیدا كنید.
كمی از منطق فاصله بگیرید .
«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن كه منطقی باشند، احساساتیاند».
این یك نكته كلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال میدهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت میكنیم. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالتهای چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.
بهتر است از سه چیز اجتناب كنید .
«هر نادانی میتواند انتقاد، محكوم و عیب جویی كند، اما صبور و بخشنده بودن نشانه شخصیت و خویشتنداری شماست».
ممكن است نتوان براحتی از هر سه این موارد اجتناب كرد. اغلب برخوردها یا حتی ارتباطات ما از طریق این سه مورد منفی ایجاد شده و ادامه مییابد. انتقاد، عیب جویی و محكوم كردن نوعی لذت غیرعادی ایجاد میكند. با این كارها ممكن است احساس كنید اهمیت بیشتری دارید، اما در نهایت این سه مورد، رفتاری منفی هستند كه روابط شما را محدود میسازند.
چه چیز اهمیت دارد؟
«راه اصلی برای تسخیر قلب انسان این است كه با او درباره چیزهایی كه بیشترین اهمیت را برایش دارند، صحبت كنید».
یك پند بسیار مفید و عالی: زیاد درباره خود و زندگیتان صحبت نكنید. به جای این كار ، به صحبتهای بقیه گوش دهید، اما اگر آنها حرفهای نامربوط میزنند، اگر متقابلا به حرفهای شما گوش نمیدهند و علاقهای به داستان زندگی شما ندارند، میتوانید محیط را ترك كنید. چیزهایی كه مردم اغلب به آنها اهمیت میدهند، عبارتند از عقاید، كودكان، یك سرگرمی مخصوص، شغل و ...
به اطرافیان خود بیشتر توجه كنید .
«اگر مردم را دوست داشته باشید، در مدت 2ماه خیلی بیشتر از آن دوست پیدا خواهید كرد، تا این كه 2 سال سعی كنید دیگران را نسبت به خود علاقهمند سازید».
بسیاری از مردم روش دوم را به كار میگیرند ، یعنی تلاش میكنند دیگران آنها را دوست داشته باشند، اما این راه چندان موثر نیست. مردم همان گونه با شما رفتار میكنند كه شما با آنها رفتار میكنید. آنها را دوست داشته باشید ، آنها شما را دوست خواهند داشت.مایلم در اینجا این نكته را نیز اضافه كنم كه موضوع مهم در این زمینه این است كه صمیمانه و صادقانه به سایرین عشق بورزید. علاقه خالصانه شما از طریق زبان بدن و تن صدای شما انتقال مییابد.
سكان زندگی را به دست گیرید .
«كسانی كه به دنبال تشویق بیرونی هستند، شادی خود را در دست دیگران جستجو میكنند».
یكی از مهمترین روشها برای بدبخت كردن خود این است كه بیش از اندازه به ارزیابیهای اطرافیان خود اهمیت دهید. ارزیابی بیرونی به معنای ارزشی است كه دیگران به رفتار و گفتار شما میدهند، این كه مثلا بگویند شما زیبا، باهوش و موفق هستید. این وضعیت شما را تحت كنترل سایرین قرار میدهد و قضاوت آنها را به یك اهرم فشار روانی تبدیل خواهدكرد. یك روز احساس شادی و موفقیت میكنید، روز دیگر حالتان آنقدر بد است كه باید در رختخواب بمانید.اما اگر تنها به قضاوت خود متكی باشید، سكان زندگی را به دست میگیرید و احساسات خود را كنترل میكنید، نه به آن معنا كه از انتقادهای اطرافیان خود استفاده نمیكنید. بلكه منظور این است كه عیبجوییهای دیگران زندگی شما را بیش از حد تحت تاثیر قرار نخواهد داد.
آنها باعث پسرفت شما نخواهند شد .
«به جای این كه نگران باشید مردم درباره شما چه میگویند، چرا سعی نمیكنید كاری انجام دهید كه تحسین آنها را برانگیزد.»
اهمیت دادن بیش از اندازه به آنچه مردم میگویند، یك غول خیالی از آنها در ذهن شما میسازد. برای مثال ممكن است فكر كنید هر كاری را انجام دهید مردم شما را محكوم خواهند كرد. ممكن است این طور باشد، اما مردم اغلب درگیر گرفتاریهای زندگی خود هستند و چندان به كارهای شما اهمیت نمیدهند. اگرچه ممكن است این وضعیت ناامیدكننده باشد، اما از طرف دیگر باعث راحتی خیال خواهد شد و به شما كمك خواهد كرد موانع داخلی را كه شما را از انجام كارهایتان باز میدارد كنار بزنید.همان طور كه كمكم یا در یك حركت ناگهانی این موانع را كنار میگذارید، بیشتر به خود اهمیت خواهید داد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید كرد و شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت، در نتیجه احساسات مثبت بیشتری در وجود شما ایجاد شده و احساسات منفی برطرف خواهدشد. در این صورت در ایجاد رابطه با اطرافیان موفقتر عمل میكنید و مهارتهای اجتماعی شما ارتقا پیدا خواهد كرد.
چه نفعی به حال من دارد؟
«تنها یك راه وجود دارد كه هر چیزی را میخواهیم به دست آوریم و آن این كه سایرین را به آنچه میخواهیم علاقهمند سازیم.»
اگر میخواهید كسی كاری برای شما انجام دهد، ببینید آیا او به انگیزه شما برای انجام آن كار اهمیت میدهد؟ شاید او اصلا علاقهای به آنچه كه شما میخواهید نداشته باشد. او میخواهد بداند این كار چه نفعی برایش دارد. پس برای این كه به خواسته خود برسید، مزایای انجام آن كار را توضیح دهید. سعی كنید این كار را صادقانه و با نگرشی مثبت انجام دهید. اگر دلیل شما برای این كار موجه نباشد یا به صورتی قاطعانه و با اعتماد به نفس بیان نشود، ممكن است طرف شما را متقاعد نسازد و بنابراین هر دوی شما از مزایای انجام آن كار محروم شوید.
چگونه در یك بحث پیروز شویم .
«بهترین راه برای پیروز شدن در یك بحث و جدل این است كه از آن اجتناب كنید.»
درگیر شدن 2 نفر در یك بحث و این كه هردو بخواهند از مواضع خود جداگانه دفاع كنند، رابطه آنها را دچار مشكل خواهد كرد. تنها نتیجهای كه از یك مشاجره عاید خواهد شد، این است كه تا مدتها پس از آن هر دوی شما احساسی منفی نسبت به یكدیگر خواهید داشت و هر دوی شما در این دید منفی نسبت به یكدیگر غرق خواهید شد. خودداری از بحثها و مشاجرات غیر ضروری مهمترین پیروزی خواهد بود.
سخنان شما بیش از آنچه فكر كنید، اهمیت دارند .
«تنها و تنها 4 راه برای برقراری ارتباط با دنیا وجود دارد. ما از طریق این 4وسیله ارتباطی ارزیابی و طبقهبندی میشویم: چهكار میكنیم، چگونه نگاه میكنیم، چه میگوییم و چگونه میگوییم.»
با وجود اهمیتی كه هر كدام از این 4 مورد دارند، اما بیشتر روی سومین آنها یعنی این كه چه میگوییم تاكید میشود. اغلب مردم در اولین ملاقات خود با سایرین به شكلی ناخودآگاه آنها را ارزیابی میكنند. ذهن به این ترتیب مردم و چهرهها را سازماندهی میكند. بنابراین درباره نحوه نگاه خود و این كه اولین احساسی كه ایجاد میكنید چگونه خواهد بود فكر كنید. درباره زبان بدن و این كه جملات را چگونه بیان میكنید بیندیشید.
مقدمه
چند روز پیش تر خبری را از سایت شمال نیوز خوانده بودم که یکی از مسئولین استان مازندران هشدار جدی در خصوص آمار روز افزون و کاهش سن مبتلایان به مواد مخدر را در استان متذکر شده بود. از این خبر بسیار متاسف شدم و برایم بسیار دور از انتظار بود. شنیدن این خبر زمانی برایم اتفاق افتاده بود که در شهر مالیندی در کشور کنیا (شرق قاره آفریقا) به اتفاق گروهی از پزشکان آفریقایی در حال اجراء و تدوین برنامه آموزشی و درمانی برای مبتلایان به بیماری ایدز بودیم. آموزش پزشکان و پرستاران در خصوص بیماریهای پوست در بیماران ایدزی به عهده من بود.
تصاویر و تجربیات خود از این بیماری را که طی حضور یکساله ام در کشور های کنیا - غنا و زیمبابوه بدست آورده بودم را برای آنان توضیح میدادم تا هر کدام از ان پزشکان و پرستاران سفیر سلامتی و تندرستی برای هموطنان خود در کشور کنیا باشند.
نکته جالب برای من این بود که همه زوایای زندگی یک بیمار مبتلا به ایدز توسط متخصص همان رشته آموزش داده میشد. ابتدا فکر میکردم من و چند متخصص دیگر از رشته های پزشکی مثلا داخلی- اعصاب - خون - قلب و .... در این پروژه شرکت نمودیم ولی بعد متوجه شدم از وکیل دادگستری تا مشاور تغذیه - خانواده - امور اجتماعی - شغلی و تفریحی همه آمده بودند تا تمام بخش ها و ساعات حتی دقایق زندگی یک فرد مبتلا به ایدز را بررسی و کارشناسی نمایند تا بگویند چگونه میتوانیم حتی برای یک ساعت موجب افزایش طول عمر بیمار شویم. نکته جالب دیگر اینکه اگر چه خودمان بعنوان مدرس بودیم ولی به ما هم آموزش میدادند و از ما هم هر روز طی مدت این 7 روز آزمون بعمل میاوردند تا نشاط و توان همکاری ما را مورد ارزیابی قرار دهند.
از سوی دیگر جالب بود بدانید بیش از 3 میلیون نفر از جمعیت سی و چند میلیونی کنیا مبتلا به اچ ای وی ( ایدز) میباشند یعنی نزدیک به 10 درصد. مضاف بر این که میلیونها نفر دیگر از بیماریهای خطرناک دیگر مانند مالاریا - تیفوئید - سل - و بیمایهای عفونی خطرناک رنج میبرند. و این در حالی است که فقر و گرسنگی و آمار میلیونی یتیمان در این مسابقه فلاکت بار هنوز محاسبه نشده است. اما چه نکته ای قابل تعمق و تفکر است ؟ میدانید چیست . آمار معتادان به مواد مخدر در این کشور کمتر از 3 درصد بود. اگر واقعا هرویئن تریاک و کراک مسکن درد و فشارهای روحی جسمی خانوادگی و اجتماعی میباشد بنابراین بیش از 50 درصد مردم کشور آفریقایی کنیا باید معتاد باشند. چه کسی مستحق تر از آنها که حتی یک روز خوش با شکم سیر و تن سالم را تجربه نکردند.
تصور کنید با همه مصائب و فقر و واماندگی چگونه و چرا حاضر نشدند خود را آلوده به این مواد افیونی نمایند. فراموش نمیکنم یکی از کارمندان محلی به من میگفت ما روزانه بیش از 10 کیلو متر راه میرویم (3 ساعت) تا پول کرایه ماشین را برای غذای نهار یا شام ساده خانواده مان پس انداز نماییم تازه نمیدانیم فردا که از خواب بیدار میشویم مبتلا به مالاریا یا تیفوئید شده ایم یا نه. سخنم به کسانی است که در مملکتی چون ایران با همه بزرگی و عظمت آن در آسایش و ارامش با همه نعمات خداوندی دور از هر گونه بیماری مهلک در سلامت زندگی مینمایند اما چگونه حاضر میشوند وجود نازنین خود را طعمه بلایی نمایند که آن آفریقایی خود را از آن برحذر میداند.
در خیابانهای شهر نایروبی پایتخت کشور کنیا به تعداد انگشتان یک دست آدمی که سیگار بر لب داشته باشد نمی بینید. اما مقایسه منصفانه داشته باشید در خیابانهای شهر ما چه میگذرد. با هر هیجانی چه تلخ چه شیرین باید آتش سیگارمان روشن شود تا به اصطلاح آرام شویم از پیر و جوان فرقی نمی کند. تا کی باید مدعی باشیم مشکلات زندگی رفتار های اجتماعی و یا انتظاراتمان از مسئولین و یا عدم توجه آنان به زندگی مان دلیل اعتیاد ما است.
اگر چنین تصور میکنید چند روزی ساک سفر به آفریقا را ببندید تا متوجه شوید آن انسان با پوست به رنگ سیاه که در دل فقر و بدبختی زندگی میکند و از هیچ کس هم هیچ توقع و انتظاری ندارد چگونه بدون انکه کسی یک کلام به او بیاموزد میداند که بد و زشتی فقط در سخن نیست بلکه در خوردن و آشامیدن و هر چیز دیگر ممکن است باشد . بد بد است . بنا براین باید بدانیم که همه آه و ناله و شکایتم اول باید از خودم باشد که چرا مراقب و نگهبان خودم نبودم و یا نیستم .
من که خود را بیش از همه دوست دارم چگونه میتوانم به انتظار کمک دیگران باشم و آمدن یا نیامدن - بودن یا نبودن انان را دلیلی بر گناه و ظلمی را که خود بر جسمم - خانواده و اجتماعم روا داشته ام بدانم. بنابر این باید خود و وظائف مان را خوب بشناسیم و به آن عمل نماییم که در آن صورت هم خدمت خلق نمودیم و هم بنده گی خالق ازلی و ابدی را به جا آورده ایم.
بعد از این مقدمه تلاش نمودم با اطلاعات مختلف از سایت های معتبر مطالبی را که همه جوانب اعتیاد را بیان میکند به قلم آورم تا به یکدیگر بیاموزیم و یادآوری نماییم که سلامتی و شادی برای همه ماست و برای بدست آوردن آن باید تلاش نماییم . امیدوارم همه لااقل یکبار و آنان که نیازمند رهایی از بلای خانمان سوز اعتیاد هستند آنرا هفته ای یکبار بخوانند.
1ـ اعتیاد چیست؟
اعتیاد : عبارت است از یک حالت روانی وگاهی جسمانی ناشی از تاثیر دارو بر روی یک موجود زنده که به اجبار به بروز رفتار و عکس العمل های خاصی در فرد می انجامد و همیشه با یک کشش افراط آمیز همراه است.
ازسوی دیگر اعتیاد واژه ای است که امروزه به دلیل کاستی های آن از اصطلاح، وابستگی به مواد، استفاده می شود.
وابستگی نیز به نوبه خود به معنای تمایل شدید فرد به ادامه مصرف یک ماده می باشد به طوری که وابستگی به عنوان یک سندرم بالینی با جنبه های رفتاری شناختی و فیزیولوژیکی باعث می شود که فرد مصرف مواد را به رفتارهای دیگر ترجیح دهد.
سوء مصرف: بدین معناست که اگر چه فرد نسبت به آن مواد اعتیاد ندارد ولی آن را مصرف می کند.
معیارهای تشخیص: برای تشخیص وابستگی به مواد حداقل وجود ۳ نشانه از نشانه های زیر لازم است:
۱- تحمل : افزایش تدریجی مقدار ماده مصرفی لازم برای دستیابی به علائم مصرف آن ماده
۲- پیدایش علائم ترک و در صورت عدم مصرف یا کاهش مقدار مصرف
۳- تمایل دائمی به مصرف و تلاشهای ناموفق برای کاهش یا قطع مصرف ماده
۴- مختل شدن فعالیت های اجتماعی ، شغلی و تفریحی
۵- تداوم مصرف علی رغم آگاهی از عوارض آن
معتاد: به انسانی اطلاق می شودکه از چهار طریق خوردن، تزریق، دود کشیدن یا تنفس و بالاخره مقعد به مصرف یک یا چند ماده مخدر به طور مداوم می پردازد و در صورت قطع این عمل با مشکلات تنفسی، روانی و رفتاری به تنهایی و یا با هم دچار می گردد. به عبارت دیگر معتاد قربانی یک نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر شناخته می شود.
2- چه اتفاقاتی بر فرد معتاد حاصل می شود؟
استعمال مواد مخدر انسان را دچار بی تفاوتی نسبت به پستی و بلندی های زندگی می کند یعنی در شخص معتاد شخصیت عذر اجتماعی بروز می کند و اکثر آنان در حالتی جنگ و گریزاند با اجتماع میانه خوبی ندارد ونه تنها به افراد بلکه به اجتماع نیز وفادار نیستند اینان عادات و رسوم ملی ومذهبی رازیرپا می گذارند .
حس مسئولیت فردی و اجتماعی ندارند، اغلب قید و بندی احساس نمی کنند، خود پسنداند و دیگران را مسئول اعمال و رفتار خود قلمداد می کنند، نمی توانند احساس گناه کنند، مرتب از دیگران انتقاد دارند و تمایل به کار کردن ندارند اگر هم به کاری مشغول شوند نمی توانند به خوبی آن را انجام دهند، معتادان به ظاهر خود بی علاقه اند، زیاد دروغ می گویند، افکار عجیب و غریبی دارند ودر حالت افسردگی و گوشه گیری به سر می برند .
در واقع استعمال مواد مخدر اراده شهامت و جرات را از بین می برد افراد مبتلا را به طور کامل بی هدف می کند قدرت جسمی آنها را به تحلیل می برد وآنان جرات مقاومت ایستادگی و پشتکار در برابر مشکلات را از دست می دهند تنها هدف فرد معتاد بدست آوردن ماده مورد اعتیاد است تا زمانی که نشئه است ایمان و اعتقادش پا به برجاست و وقتی خمار می شود بجز مواد مخدر چیز دیگری را پذیرا نیست معتادان به تریاک اغلب علاقه مندند که تنها و بدون مسئولیت خانوادگی بسرببرند زیرا لذت خود را فقط در منقل و وافور می بینند و در کنار آن احساس خوشبختی میکنند ودیگر نیازی به خانواده ندارند.
بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد یعنی فرد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها و شکستها ، ناتوانی در برخورد با مسائل وناکامی در زندگی عدم ثبات عاطفی وناملایمات دیگر به اعتیاد روی می آورد وبدین ترتیب بین اعتیاد و شخصیت دور باطلی ایجاد می گردد که مبارزه با آن مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی از طریق ایجاد اراده و روحیه ای قوی وآسیب ناپذیر می باشد بالاخره فساد بافت های مغزی در اثر مصرف مواد مخدر موجب می گردد که شخص کنترل حرکات خود را از دست بدهد و آمادگی آسیب رسانی به خود و دیگران را پیدا نماید .
3- چرا معتاد می شویم؟
۱- جستجوی پناهگاه : انسان کنونی با از دست دادن ارزش های معنوی دچار اضطراب و پریشانی گردیده است و بدنبال یافتن پناهگاه و مایه آرامشی می باشد از این رو زمانی که اوضاع را بر وفق مراد خود نمی بیند به سراب ها دل می بندد.
۲- دوستان ناسالم : تنگناهای زندگی وبیشتر سهل انگار یها و بی دقتی ها در انتخاب دوستان موجب می گردد که افرادی به حریم خانواده ها و منازل راه یابند که هیچ نوع شایستگی دوستی و آشنایی در آنها وجود ندارد اینان همان افرادی هستند که معاشران خود را به راه های انحراف اعتیاد و آلودگی ها سوق می دهند .
۳- کام جویی در عالم خیال : مواد مخدر ، انسان ها در عالم خیال سیر می دهد و آنها را از واقعیت های زندگی دور نگه می دارد از این رو کامیابی خیالی و تسکین خاطر موقتی برای کسانی که در صحنه های واقعی زندگی موفقیتی به دست نیاورده اند عاملی جهت روی آوردن به این گونه مواد به شمار می آید.
۴- بیکاری و اشتغال کاذب
۵- سابقه اعتیاد در خانواده
۶- کنجکاوی و حساسیت دوران بلوغ
۷- محرومیت در خانه وخانواده
۸- آزادی بیش از حد
۹- فقدان ایمان ودرک فضائل انسانی
۱۰- محیط مساعد
۱۱- خانواده از هم پاشیده و متزلزل
بدین ترتیب، عواملی که موجب اعتیاد می گردند عبارتند از:
۱- کمبود اعتماد به نفس : مانند فردی که در مقابل درخواست دوستانش برای کشیدن حشیش جرات مخالفت ندارد
۲- ناراحتی روانی : کسی که ناراحتی اعصاب دارد وبرای کاهش افسردگی خود مواد مصرف میکند
۳- درد یا بیماری جسمی مزمن : مانند فردی که دچار پا درد است یا کودکی که گوش درد دارد و به جای درمان توسط پزشک خود فرد یا خانواده او به اشتباه از تریاک استفاده می کنند.
عواملی که مربوط به شرایط فرد ومحیط خارجی است:
۱- عوامل مخاطره امیز فردی
الف : دوره نوجوانی : مخاطره آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد مخدر دوره نوجوانی- دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی- به شمار میآید.
ب : صفات شخصیتی : عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند وبرخی از صفات پیش بینی کننده احتمال اعتیاد هستند از جمله عدم پذیرش ارزش های نسبی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید به استقلال، صفات ضد اجتماعی، پرخاشگری شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت های اجتماعی و انضباطی .
ج: اختلالات روانی : در ۷۰ درصد موارد اعتیاد با اختلالات دیگر روانپزشکی نیز همراه است .
د - نگرش مثبت به مواد مخدر : افرادی که نگرشی مثبت یا خنثی به مواد مخدر دارند بیش از کسانی که دیدگاهشان منفی است در خطر اعتیاد قرار دارند مانند کسانی که از این مواد جهت کسب بزرگی، رفع دردهای جسمی و خستگی و کسب آرامش روانی استفاده می کنند .
۲- عوامل مخاطره آمیز محیطی :
الف - خانواده : خانواده اولین مکان رشد شخصیت ، تشکیل باورها و کسب الگوهای رفتاری برای فرد است از این رو، ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین با فرزندان، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته از نقش بسزایی در گرایش به مواد مخدر برخوردارند.
ب - دوستان : در ۶۰ درصد موارد اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد چنانکه که ارتباط ودوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد عامل مستعد کننده مهمی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد به شمار می آید و مصرف کنندگان این مواد برای گرفتن تائیدی جهت رفتار خود از دوستان سعی می کنند آنان را نیز به این عمل وادار نمایند .
۳- عوامل مخاطره آمیز اجتماعی
الف - فقدان قوانین و مقررات جدی بر ضد خرید و فروش حمل و مصرف مواد مخدر موجب وفور و ارزانی آن می شود .
ب - مصرف مواد به عنوان یک هنجار اجتماعی : در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نم یشود بلکه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیله احترام و پذیرایی است به فراگیر شدن آن خواهد انجامید .
ج - کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ،تفریحی : کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی ، روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان ، ماجرا جویی و ... به گسترش استعمال این مواد کمک خواهد کرد .
د- عدم دسترسی به سیتسم های خدماتی ، حمایتی ، مشاوره ای و درمانی: فقدان امکانات لازم و عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتوان فرد را از نظر روانی مالی ، شغلی ، بهداشتی و اجتماعی حمایت نمود به افزایش گستره این مواد منجر خواهد شد .
هـ -توسعه صنعتی جامعه ، فقدان مهارت کافی ، کمبود فرصت های شغلی و محرومیت اقتصادی : توسعه صنعتی ، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می دهد .
مهاجرت باعث می شود تا فرد با موانع جدیدی برخورد نماید و در صورت ناکامی و ناآگاهی به مصرف این گونه مواد روی آورد.
4- مراحل اعتیاد چگونه است؟
اعتیاد به هر شکلی که باشد معمولا طی یک دوره سه مرحله ای انجام می گیرد:
۱- مرحله آشنایی : در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت با مصرف مواد مخدر آشنا می شو د.
۲- مرحله میل به افزایش مصرف مواد : در این مرحله بدن هر روز به دریافت مواد بیشتر نیاز پیدا می کند بعد از مدتها استفاده نامرتب از مواد مخدر شخص دچار شک وتردید می شود و برای رهایی از آن دست به مبارزه با امیال خود می زند .
۳- مرحله اعتیاد (بیماری ): در این مرحله بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی می رسد که اگر مواد مخدر بدون رعایت ترتیبات لازم ناگهان قطع شود نشانه های سندرم محرومیت بروز می کند.
5- عوارض اعتیاد را بیان نمایید.
۱- عوارض جسمی
اگر مصرف روزانه شخص معتاد متوقف گردد پس از گذشت ده تا دوازده ساعت عوارض جسمی و ناراحتی های عصبی ، اضطراب ، بی قراری ، عطسه ، ریزش مکرر آب از بینی و چشم ، ناراحتی عضلانی ، فشار شدید در ستون فقرات ، دل درد و دل پیچه ، بی اشتهایی ، استفراغ مکرر ، لاغری و کاهش وزن نمودار می گردد.
۲-عوارض روانی
شخص معتاد فاقد تعادل روانی است و لاابالی گری عدم توجه به اصول و مقررات جامعه ، تسلیم شدن در برابر پیشامد ها، ضعف اراده ، بی توجهی به مسئولیت های فردی و اجتماعی از خصوصیات رفتاری او به شمار میآید .
معتادان از لحاظ عاطفی، نابالغ ، عصیانگر ، بی قرار و دارای احساسات خصومت زا هستند افرادی مضرابند که احساس بی کفایتی و تنهایی می کنند به این واکنش ها و تمایلات پسیکونوروتیک و پسیکوپاتیک را می توان در آنها تشخیص داد اصل اتکای روانی مقدم بر تاثیر اعتیاد بر جسم است زیرا شخص معتاد پیش از آنکه تعادل جسمانی خود را از دست بدهد تعادل روانی خود را تا رسیدن به دارو از دست می دهد.
۳-عوارض اجتماعی
معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند بلکه مصرف کنندگانی هستند که غیر از ضرر اجتماعی، هنری ندارند فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمی کند موقعیت اجتماعی اومتزلزل است به دیگران اعتماد ندارد برآوردن نیازهای خود را مقدم بردیگران می داند روابط اجتماعی او بسیار سطحی وتصنعی است و به ندرت می تواند پیوند های مستحکم عاطفی و وفاداری و تعهد داشته باشد چنین فردی فقط برای کسی که بتواند برای او مواد مخدر تهیه کند اهمیت قایل است بدین ترتیب ارتکاب جرائم معتادان به علت ضعف روابط انسانی روز به روز بیشتر می شود و به همین دلیل اعتماد عمومی واهمیت اجتماعی به خطر می افتد، زیرا بیشتر معتادان برای تامین مخارج مصرف مواد مخدر خود به راه های نادرستی نظیر دزدی ، تجاوز به دیگران ، وآدمکشی روی می آورند .
۴- انواع مواد
- مواد افیونی
مواد افیونی از گیاه خشخاش به دست می آیند و تضعیف کننده سیستم عصبی مرکزی می باشند مهمترین این مواد عبارتند از : تریاک ، شیره ، و سوخته تریاک ، کدئین ، پروتئین ، مرفین ، مپریدین ومتادون
آثار مصرف مواد افیونی
۱- تغییرات روانی یارفتاری ( ابتدا سرخوشی و سپس بی تفاوتی ، کج خلقی ، پرخاشگری ، بی قراری و . . )
۲- تهوع واستفرغ
۳- کاهش احساس درد
۴- احساس گرما ، گر گرفتن ، خارش بینی
۵- سنگینی دست و پا و رخوت
۶- خشکی دهان
۷- کاهش فشار خون
۸- انقباض مردمک
۹- انقباض عضلات
۱۰-افت عملکرد شغلی و اجتماعی
مصرف طولانی مواد افیونی نیز عوارض زیر رادر پی دارد:
۱- اعتیاد
۲- یبوست طولانی
۳- تیره شدن رنگ پوست
۴- کاهش میل جنسی
۵- بهم خوردن دوره های قاعدگی در زنان
۶- اختلال نعوظ درمردان
۷- کاهش وزن و سوء تغذیه
۸- پایین آمدن سطح سلامتی به علت بی توجهی به وضعیت بهداشتی
۹- تغییر ساعات خواب وبیداری
۱۰-افسردگی
۱۱-عوارض تزریقی و ریوی
6- علائم ترک اعتیاد چه میباشند؟
پس از اعتیاد به مواد افیونی قطع ناگهانی مصرف آنها باعث بروز علائم ناخوشایندی می شود که ۶ تا ۸ ساعت پس از آخرین بار مصرف، ظاهر می گردد و تاده روز باقی می ماند اوج شدت علائم در روزهای دوم و سوم پس از قطع به چشم می خورد:
- درد استخوانی و عضلات
- دل پیچه و اسهال
- آبریزش از چشم وبینی
- عطسه ، سکسکه و خمیازه
- سیخ شدن موهای بدن و احساس سرما و لرز
- بی قراری
- عصبانیت و پرخاشگری
- اختلال تعادل
- افت عملکرد شغلی و اجتماعی
- تغییرات رفتاری یا روانی ( سرخوشی ، اضطراب ، و بی قراری ، عصبانیت ، اختلال قضاوت )
- گشاد شدن مردمک
- تغییرات فشار خون
- لرز
- تهوع و استفراغ
- اختلال در عملکرد شغلی و اجتماعی
- سفتی عضلات
- کاهش واکنش به تحریکات دردناک
- درد مفاصل
- افزایش یا کاهش فشار خون
- بلند شنیدن صداها
7- راههای پیشگری از اعتیاد در اشکال مختلف آن چگونه می باشد؟
- پیشیگری از اعتیاد در جهان
مهم ترین استراتژی های پیشگیری از اعتیاد در سطح جهان به شرح زیر است:
۱- آگاه سازی افراد در مورد خطرات و مضرات مواد مخدر.
۲- افزایش مهارتهای زندگی مانند مهارت تصمیم گیری، حل مسئله و ارتباطات اجتماعی.
۳- تقویت فعالیت های جایگزین به جای مواد مخدر برای ارضای نیازهای روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان.
۴- مشاوره و مداخله در بحران های مختلف در طول زندگی.
۵- ارتقای سطح بینش فرهنگی و مذهبی.
۶- تقویت قوانین و مقررات مبارزه با مواد مخدر.
۷- درمان معتادان برای جلویگری از افزایش اعتیاد در سطح جامعه
بدیهی است که استراتژیهای فوق در قالب فعالیت های زیر قرار می گیرند:
۱- فعالیتهای متمرکز بر فرد
۲- فعالیت های متمرکز بر آموزش وآگاه سازی والدین .
۳- فعالیت های متمرکز بر معلمان و مدرسه.
۴- فعالیت های پیشگیری با استفاده از رسانه ها.
۵- فعالیت پیشگیری با استفاده از شبکه مراقبتهای بهداشتی اولیه .
۶- وضع و اجرای قوانین و مقررات لازم .
- روش های پیشگیری از اعتیاد
مهمترین روشهای پیشگیری از اعتیاد ( توسط خانواده ، مدرسه ، رسانه ، دستگاه های مسئول بهداشت و . . ) را می توان در قالب محورهای زیر خلاصه کرد:
۱- تاثیر بر ارزش ها و نگرشها : تغییر نگرش های مثبت وتثبیت نگرش های منفی نسبت به مصرف مواد مخدر
۲- آموزش مهارت های اجتماعی و تطابق با استرس ها:
مهارت های اجتماعی به معنای توانایی انطباق کافی در روابط بین فردی است از این رو با افزایش مهارت های اجتماعی می توان فرد را به پیش بینی عواقب رفتار خود و دیگران هدایت کرد این توانایی موجب تنظیم رفتار فرد و درونی کردن تشویق ها و تنبیه ها و در نتیجه تغییر رفتاری او می شود مطالعات نیز ثابت کرده که آموزش مهارت های اجتماعی منجر به کاهش سوء مصرف مواد مخدر ودر نتیجه افت پرخاشگری، انزوا ، و فرار از مدرسه وخانه می شود و سرقت را هم کاهش می دهد.
بدین ترتیب مهمترین مهارت های اجتماعی عبارت اند از:
الف) مهارتهای ارتباطی.
ب) توانایی اظهار نظر.
ج) توانایی مخالفت و رد کردن.
۳- شناسایی افراد در معرض خطر و انجام اقدامات لازم : ضروری است که کسانی را که با ارزش ها و ساختارهای اجتماعی ( خانواده ، مدرسه ، مذهب )پیوندی ندارند شناسایی و مورد توجه قرار داد. همچنین به افراد درگیر با استرس های گوناگون از قبیل مرگ والدین ، بیماری ، بلایای طبیعی ، مهاجرت ، اخراج از مدرسه ، فرار از خانه ) که معمولا منجر به بروز واکنشهای حاد روانی می شوند و مدتی طول می کشد تا فرد با شرایط جدید سازگار گردد در مورد عدم استفاده از مواد مخدر جهت کاهش درد و زجر هشدار داده شود .
۴- ارضای نیاز های اجتماعی و روانی نوجوانان.
۵- آموزش مقاومت در مقابل فشارهای دوستان.
۶- الگو بخشی و آموزش از طریق همسالان.
۷- فعالیت های پیشگیری متمرکز بر آموزش و آگاه سازی والدین
۸- آموزش اطلاعات لازم در مورد مواد مخدر.
۹- افزایش مهارت لازم برای تحکیم پیوند های خانوادگی.
۱۰- وضع مقررات واضح در خانواده.
۱۱- آموزش الگوی خوب بودن.
۱۲- تشویق فعالیت های سالم و خلاق.
۱۳- ترغیب تشکیلات والدین.
۱۴- اجرای فعالیت های پیشگیری از طریق مدرسه و معلمان.
۱۵- فعالیت های پیشگیری با استفاده از امکانات رسانه ها : تلویزیون ، رادیو، روزنامه ، مجلات و پوستر.
۱۶- اجرای فعالیت های پیشگیری از طریق محل های کار و مکان های تجمع مانند سربازخانه ها ، کارخانه و دانشگاه ها.
۱۷- فعالیت های پیشگیری با استفاده از شبکه مراقبت های بهداشتی.
۱۸- وضع و اجرای قوانین و مقررات لازم
8- چگونه درمانگر و پزشک معالج واقعی را برای ترک اعتیاد بشناسیم؟
همواره از مشکلات امروزی رونق بازار کذایی و ادعا طلبی عده ای سود جو و منافع طلب میباشد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم خود را توانمند و صاحب نظر در ترک اعتیاد میدانند. آنانکه فقط در اندیشه ثروت اندوزی از این راه میباشند ولو اینکه صاحب مدارک و مدارج معتبر علمی و قانونی هم باشند هرگز نمی توانند در نجات آن نیازمندان موفق باشند. بنابراین فرد مددجو و خانواده او باید تشخیص دهند که چه کسی دلسوز واقعی است و دست و دلش سیر از نیازهای مادی است.
بنابر این اول بدنبال کسی بروید که صاحب مدارک علمی معتبر از مراکز دانشگاهی باشد.
دوم از یکی از مراکز دانشگاهی یا مرکز بهداشتی شهرستان رسما صلاحیت او را ارزیابی و استعلام نمایید.
سوم شخصا مراتب دلسوزی و صداقت درمانی و مراقبتی او را تایید نمایید. زیرا باید بسوی پزشکی بروید که قلبا به او ایمان و اعتماد دارید.
چهارم هرگز به سفارش و دستور کسی در اتخاذ تصمیم نهایی در انتخاب پزشک معالج وارد نشوید اما نظر مشورتی آنان را در نظر داشته باشید.
پنجم بعد از انتخاب پزشک به او اعتماد کنید و با او همراه باشید و بر دستورات او کوشا باشید. و با او زورازمایی نکنید در این میدان مبارزه با اعتیاد او نقش فرمانده و شما نقش سرباز را ایفا می نمایید. نظرات و پیشنهادات خود را صمیمانه با او در میان بگذارید اما تصمیم نهایی را به او واگذار نمایید و احترام خود را به او اثبات نمایید تا او بیشتر به شما احساس وابستگی نماید.
ششم اگر تصمیم گرفتید پزشک معالج خود را تغییر دهید ابتدا با یکی از نزدیکان خود که به او اعتماد دارید موضوع را مطرح نمایید و اگر او هم موافق بود بسیار دوستانه تصمیم خود را به اطلاع پزشک معالج برسانید و دلائل خود را صمیمانه با او در میان بگذارید. شاید او شما را قانع کند و یا به تصمیم شما احترام بگذارد. در آنصورت او پرونده درمانی شما را براحتی در اختیار پزشک بعدی قرار میدهد. فراموش نکنید ممکن است روزی به کمک او نیاز داشته باشید زیرا او اولین دردآشنای شماست. و تلاش نمایید در مراحل درمانی خود صبور و متین و با صلابت باشید که وعده خداوند خوبیها و پاکی ها با صابرین است.
9- نقش خانواده چیست؟
مطمئنا خانواده نقش مهمی را در این مبارزه بزرگ ایفا مینمایند.
پدر، مادر و همسر نقش بی بدیل آنان قطعی و جبران ناپذیر است اگر وجود این سه موجود مظهر لطف و عطوفت نبود هرگز حیات و حکمتی بر زندگی ما نبود. بنابراین باید بدانیم اندک اندوه ما چون کوهی غم بر تمام وجود آنان میباشد. و اگر نبود غمخواری و همراهی آنان هرگز شانه های ضعیف ما تحمل این حادثه تلخ را قادر نمی بود و میشکست. بنابر این با انان آشنا باشیم و چیزی را از انان پنهان نکنیم و از درب دروغ و کژی با آنان سخن نگوییم و باید بدانیم که آنان خوب ما را میشناسند و دلسوز ما هستند و بهترین یار و یاور ما.
10- راههای درمانی و اصولی برای ترک اعتیاد چیست؟
کسی قادر نیست جزئیات درمانی شما را تشریح نماید زیرا نوع - نحوه و مدت درمان شما به پزشک معالج و نوع مواد مصرفی و مدت زمان مصرف شما بستگی دارد و از سوی دیگر ممکن است در دوره درمان تصمیمات مختلف و متنوعی بر اساس پاسخ درمانی شما توسط پزشک معالجتان اتخاذ شود.
اما بطور کلی 4 موضوع نقش مهم و نافذی در ارتقاء سلامتی شما دارند که هرگز نباید فراموش شوند:
1- راز نیاز خالصانه و عاشقانه با خدای خود
2- استحکام روابط خانوادگی
3- ورزش مستمر و منظم
4- تغذیه سالم
کریستن سن دانشمند غربی در وصف ایرانیان چنین میگوید: ایرانیان صفاتی دارند که در هیچکدام از ملل قدیم دنیا حتی رومی ها هم نبوده .این صفات عبارتند از ادب شجاعت اخلاق جوانمردی صفات مذکور را ایرانیان از ابتدای تاریخشان دارا بودند. و هرودت دیگر دانشمند میگوید: ایرانیان فوقالعاده تسلط بر نفس خود دارند همیشه سعی دارند بدی و زشتی را ازخود دور سازند.
بنابر این بیاد داشته باشیم که در هر وضعی باشیم وطن برای خاطر استعداد تقوی احساسات و تمام اعمال حقی به گردن ما دارد و ما همواره باید مانند سربازانی آماده به جنگ برای دفاع از مملکت باشیم . و این جنگ گاهی با نفس و وجود به خطا و گناه رفته خودمان است که مغایر با نام ایران اسلامی مان است.
ما فراموش می کنیم که نباید به حال کسی غبطه بخوریم،از یاد می بریم که باید از همان چیزی که هستیم و داریم نهایت استفاده را بکنیم و شاد باشیم و خدا را شکر کنیم.
این مقدمه ای بود برای تصاویری که در زیر آورده ام،تصاویری که انسان را تکان می دهد و باعث می شود اگرچه برای چند لحظه به خود بیاییم.من با دیدن این تصاویر واقعا ناراحت شدم و احساس کردم انسانهای سالم چه دلایل محکمی برای شادی و خوشبختی دارند اما از آن بی خبرند!





هر دو در حال تمیز کردن خانه


چرا باید نماز خواند؟

براستی چرا باید نماز خواند؟ این سوالی است که خیلیها به آن دچارند حتی نمازخوانها! متن زیر را بخوانید تا روشن شوید.
عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مىرساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن تشویق کرده و یا وادار مىکنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مىخواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.
آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را چنین بیان کردهاند:
1. یاد خدا: 1; نماز را برپا دار تا به یاد من باشى.
2. بازداشتن از گناه و زشتیها: 2; همانا نماز ]انسان را در دنیا [از زشتیها و گناه باز مىدارد.
3. پاکیزگى روح: . 3;... ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مىترسند و نماز برپا مىدارند، هشدار مىدهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مىجوید، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست.
4. یارى جستن از نماز در مسیر تکامل:4; از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان.
5. پاک شدن از کبر و غرور: حضرت فاطمة علیها السلام مىفرماید: ;5...خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند....
6. رستگارى: 6; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.
در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مىگذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شستوشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!.7
و در حدیثى دیگر امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مىایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مىکند.8
نمازِ روزانهی انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبیهایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمىکند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مىشمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مىکنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!
در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مىکند و اگر انسان لذت این گفتوگو را بچشد، هیچ گاه از حال نماز خارج نمىشود.9
راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!

2- عنکبوت،آیه45.
3- فاطر،آیه18.
4- بقره،آیه45.
5- بحارالانوار، ج6، ص107.
6- مؤمنون،آیه1ـ2.
7- میزان الحکمة، ج5، ص372، حدیث10259.
8- همان، ص376، حدیث10279.
9- همان، حدیث10280.







برایم مداد بیاور مداد سـیــاه
می خواهم روی چهـــره ام خـط بکشـم
تا به جــــرم زیبایی در قـــــفس نیفتم.
یک ضربـــدر هم روی قلبـــم تا به هوس هم نیفتم !
یک مداد پاک کن بده برای محـو لـب ها
نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان ، سیاهم کند!
یک بیلـچــه، تا تمام غرایز زنـــانه را از ریشــه در آورم
شـــخم بزنم وجودم را ...بدون اینها راحت تر به بهشـت می روم گویا!
یـک تیــغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم سرم هوایی بخورد
و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم !
نخ و سوزن هم بده، برای زبانـــــــم
می خواهم ... بدوزمش به سق
… اینگونه فریادم بی صداتر است!
قیچی یادت نرود
می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانســــور کنم !
پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شستشـوی مغزی
مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت
می دانـــی که؟ بایــد واقع بیـــن بود !
صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر
می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب
، برچسب فاحشـــه می زنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!
یک کپی از هویتــــــــــم را هم می خواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد
، فحـــــش و تحقیر تقدیمم می کنند !
تو را به خدا....اگر جایی دیدی حقــی می فروختند
برایم بخر ... تا در غذا بریزم
ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !
و سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکــــــــارد بخر به شکل گردنبند
بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یـک انسانم
من هنوز یک انسـانم
من هر روز یک انسانم
اگر خودت رو، من تصور کنی
دیزرائیلی می گوید:” قدرت تصور، بر جهان فرمانروایی می کند و تا حد زیادی می تواند بر زندگی شخصی فرمانروا باشد. بسیاری از دشمنی ها و ناسازگاری ها به دلیل عدم توانایی در درک دیگران به وجود می آید. مثلاً وقتی می گویند: ” قبل از این که صحبت کنی خوب فکر کن، ” منظور این نیست که ما آن چه را که می خواهیم بگوییم بسنجیم، بلکه این است که تصور کنیم اظهارات ما چگونه تلقی خواهد شد. بسیاری از حرف هایی که باعث ناراحتی می شوند، به علت به کار نبردن قدرت تصورمان در این زمینه است. اگر خود را به جای دیگران بگذاریم می توانیم از نظرخلاقیت رشد کنیم. این کار مستلزم تدبیر و انجام کارهایی است که باید برای دیگری انجام دهیم. بدین ترتیب نه تنها قدرت تصور جانشینی را به کار می اندازیم بلکه آن را به طریق خلاقانه ای به کار می بریم. با چنین ابزاری می توانیم کوه ها را به حرکت در آوریم.
1-قدرت تصور در روابط زناشویی
بسیار پیش آمده که ما باعث ناراحتی و حتی خشم عزیزترین کسان خود می شویم نه به این دلیل که به آنان علاقه مند نیستیم بلکه به علت این که قدرت تصور خود را به کار نمی بریم. “آشتی کردن ” ممکن است در ابتدا مفید واقع گردد. لیکن بعدها غالباً مشمول ” قانون بازده نزولی ” قرار می گیرد. یک راه بهتر عبارت است از ” تدبیر”؛ تدبیر راههایی برای اجتناب از برخوردهایی که مستلزم آشتی کردن است. این نوع عملکرد خلاقانه نه تنها برای محافظت از خوشبختی ما، بلکه برای ساختمان مغز ما نیز مفید است.
2-در کارهای خانه تلاش فراوان لازم است
وظائف خانوادگی غالب خانم ها، مستلزم کوشش خلاقانه تری نسبت به مشاغل شوهرانشان است. ” از این غذاهای باقی مانده چه می توانم درست کنم؟” ، “چگونه می توانم کودک را سر وقت بخوابانم؟ ” ، ” فردا شب که می خواهیم بیرون برویم بچه را نزد که بگذارم؟ ” اینها سؤالاتی است که خانم ها ، بسیار خلاقانه به آنها پاسخ می دهند.
می توانیم با جایگزین کردن تفکر خلاق در مورد موضوعی دیگر ، نگرانی را از ذهن خود دور کنیم
3-برخوردهای خلاق در مورد مسائل فرزندان
اگر پدر و مادرها به جای نق زدن، با ملاطفت و مهربانی حرفشان را بزنند ، عکس العمل بچه ها خیلی بهتر خواهد بود. نق زدن فقط زبان لازم دارد اما یادآوری همراه با نوازش، مستلزم تفکر خلاق است. چقدر برای هدایت کودکان در عبور از بیابان طفولیت و از جنگل های جوانی به سرزمین رشد و کمال نیاز به ایده های فراوانی است؟ اگر والدین نتوانند از مجازات چشم پوشی کنند، حداقل می توانند راه های بهتری برای مجازات در نظر بگیرند و برای این کار، بهتر است به جای تصمیم گیری از روی عصبانیت، اجازه دهند تدبیرشان زمان و مکان مناسب را برای مجازات انتخاب کند. همچنین برای آنکه مجازات با جرم تناسب داشته باشد، نیاز به تصور خلاق داریم تا بتوانیم جریمه ای تعیین کنیم که کودک ، آن را منصفانه تلقی کند. وقتی والدین، فرزندان خود را به رعایت نظم و ترتیب دعوت می کنند، به نحو مطمئن تری به نتیجه ی مطلوب دست می یابند تا آن که فرزندان خود را دعوا کنند. ضمناً با کوشش جهت تدبیر این نوع استراتژی ها، والدین نه تنها موفق به تأمین خوشبختی بیشتری برای خانواده می شوند بلکه تصور خلاق خود را هوشیارتر نگاه می دارند.
علاوه بر این والدین می توانند فرزندان را به کوشش جهت خلاق بودن وا دارند. مثلاً مادری هنگامی که حوصله یکی از فرزندانش سر رفته بود و غرمی زد که ” امروز چه کار کنم؟ “، جواب داد: ” یک برگ کاغذ و یک مداد بردار و تمام کارهایی را که ممکن است دوست داشته باشی انجام بدهی، روی آن بنویس، قول می دهم که می توانی راه مناسبی برای سرگرم کردن خودت پیدا کنی” پدری که به وادار کردن فرزندانش برای به کار انداختن فکرشان اعتقاد داشت، یک شب جعبه ی در بسته ای را به خانه آورد که شکافی روی آن قرار داشت و توضیح داد که در مشاغل مختلف، سیستم پیشنهادات وجود دارد و اعلام کرد که هر یک از بچه ها می تواند ایده هایی برای بهبود وضع خانواده تدبیر نموده ، در جعبه بیندازد. سپس شرح داد که در آخر هر ماه ، جوائزی به بهترین پیشنهادات داده خواهد شد. با وجود آن که سیستم، ایده های خارق العاده ای فراهم ننمود، لیکن کمک نمود تا به خانواده بیاموزد که همگی دارای مغزهایی هستند که می توان آن را برای استفاده خلاق به کار برد.
4-کنار آمدن با خود
افرادی که از نظر خلاقیت هشیارترند انسانهای جالب تری هستند. آنان نه تنها آن چه وجود دارد بلکه آن چه می تواند وجود داشته باشد را نیز می بینند و قدرت دیدن آن چه که ممکن است وجود داشته باشد خصوصیتی است که انسان ها را از یکدیگر متمایز می کند. در مورد کنار آمدن با خود، رضایت ما بیشتر بستگی به این دارد که خلاق باشیم یا غیر خلاق. برطبق یافته های علمی، بخش عمده ای از بی قراری ما، نتیجه عدم استفاده از استعدادهایمان است. استعدادهای ما دایماً در اشتیاق روزنه ای جهت ابراز هستند و بیشتر مشتاق پرورش اند. وقتی آنها را محبوس کنیم، ما را عذاب می دهند. بدین ترتیب دلیل نارضایتی را معمولاً می توان عدم موفقیت در تمرین دادن و به کار انداختن استعدادها دانست. چنان که گفته شده: “دست کشیدن از تفکر، تفاوت اندکی با دست کشیدن از زندگی دارد. “
در سطح بالا می توان به دو منبع خوشبختی اشاره کرد: یکی دانش اثبات شده ای که در مغز داریم و دیگری نیروی پرورش یافته ای جهت تدبیر راه هایی برای بیرون کشیدن خود از سختی ها و مشکلات. با وجود این افسردگی هایی که به ما روی می آورد به ندرت دلائل خرد کننده دارد. از چنین حملاتی می توان غالباً جلوگیری کرد یا از طریق استفاده صحیح از قدرت تصور ، از آن رهایی یافت.
استعدادهای ما دایماً در اشتیاق روزنه ای جهت ابراز هستند و بیشتر مشتاق پرورش اند. وقتی آنها را محبوس کنیم، ما را عذاب می دهند.
به جای صرفاً افسرده بودن، می توانیم موضوع را روی کاغذ بیاوریم. مطمئناً وقتی مشکل نوشته شود دیگر چندان وحشتناک به نظر نمی آید- حتی ممکن است آن قدر مضحک باشد که ما را به خنده وا دارد و این کوشش برای نوشتن، خود ممکن است نوعی رهایی عاطفی به وجود آورد – به عبارت دیگر ممکن است دروازه ای برای نوعی تفکر خلاق به روی ما بگشاید. همچنین وقتی می دانیم مشکلی داریم که نمی توانیم از آن دوری کنیم، بهتر است قدرت تصور خود را رو در رو در جهت مقابله با آن هدایت کنیم. مثلاً اگر به مرضی مبتلا هستیم یک دوره نقاهت را قبول کنیم. درست است که پس از این دوره نیز دارای روحیه ای ضعیف خواهیم بود ولی اگر پیشاپیش آن را نپذیریم روحیه ضعیف تری خواهیم داشت. می توانیم با جایگزین کردن تفکر خلاق در مورد موضوعی دیگر ، نگرانی را از ذهن خود دور کنیم. اکنون این واقعیت، غیر قابل انکار است که تقریباً همه ما اگر اراده کنیم می توانیم خلاق تر شویم. با خلاق تر شدن می توانیم زندگی درخشان تری را ادامه داده و با یکدیگر بهتر زندگی کنیم. با خلاق تر شدن می توانیم محصولات و خدمات بهتری برای یکدیگر فراهم کنیم و در نتیجه به تدریج سطح زندگی را بالا و بالاتر ببریم. با خلاق تر شدن می توانیم حتی راهی برای تأمین صلح پایدار در تمام جهان به وجود آوریم.










امروزه یافتن یك همسر مناسب بیشتر شبیه بازی با یك ماشین قمار می باشد. در حقیقت انتخاب همسر بدون شناخت جنبه های شخصیتی خود یك ریـسك بـشـمــار میرود. بنابراین تعجبی ندارد اگر بـسـیـاری از افـراد، دیـگر تحمل بازی عشق را ندارند و از انـجام تجربه های بـعدی سر باز می زنند.
مساله اصلی درانتخاب همسر این است كه اگرشخصیـت طرفین با هم همگونی نـداشـتـه باشـد، آن رابـطـه دیــری نخواهد پایید. بنابراین برای داشتن یك زندگی لذت بخـش و ماندنی باید زمانی را به شناختن خود ونوع شخصیتتان اختصاص دهید. بعد از شناخت خود بهتر خواهید توانست همسر دلخواهتان را انتخاب كنید.بـرای پـی بـردن بـه شـخصـیت، یـك سـایت اینترنتی رایگان وجود دارد كه در ادامـه آن را معرفی خواهیم كرد.
خود را بشناسید
تصور كنید در حال خرید كردن می باشید و در قفـسه هـای یك فـروشگاه دنبال یك جفت كفش مناسب برای خود می گردید. آنچه كه باعث میشود تا از خـریدن مثلا" كفشی به رنگ نارنجی روشن خودداری كنید، مطلع بودن از اولیت ها و تقدم های شخصیتی خود است. در مورد انتخاب همسر نیز همین اصـل بایـد رعـایـت شـود. هیـچ دلیـلی وجـود نـدارد كه انسان با كسی كه هیچ تناسبـی با شـخصـیت او نـداشـتـه و هـرگز نـیـز نخواهد داشت همنشین و هم خانه شود. در عین حال شما تا زمانیكه به شخصیت خود پی نبرده اید هیچ گاه نخواهید توانست تشخصیص دهید كه آیا فردی مـناسـب شـما هسـت یا خیر. پیش از اینكه به مسیر انتخاب همسر قدم بگذارید دو مسـاله را باید برای خود مشخص نمایید: نوع شخصیت و نوع عشق
خودتان را تست كنید
بـرای درك نـوع شـخصـیت، در سـایت یاهو یك آزمون اینترنتی كامل وجود دارد كه شـمـا می توانید براحتی و بصورت رایگان از آن استفاده كنید. (درصورت آگاهی داشتن از زبان انگلیسی )آزمون به شما امكان می دهد ظرف مدت تنها 10 دقیقه تصـویری روشن از شخصیت خود ترسیم نمایید. این آزمون بخوبی می تواند سرنوشت زندگـی عمومی و عشقی شما را تغییر دهد. برخلاف آزمونهای چند گزینه ای رایج، آزمون یاهو مانند یك بـازی مالتی مدیا بوده كه در آن شما از طریق یك سری تصاویر، صداها و نقاشی ها مورد آزمون قرار می گیرید. در این آزمون شما باید به همه سوالات كاملا توجه كنید و با دقت كامـل بـه آنـها پـاسـخ دهید. این سوالات به شما كمك میكند كه همه جنبه های زندگی خود را مـورد آزمایش قرار دهید. با شركت در این امتحان خودتان را بیشتر خواهید شـنـاخت و هـمزمان خواهیـد فـهمـید كه درون همسر آینده خود به دنبال چه می گردید.
نوع شخصیت شما
بطور كلی نوع شخصیت و نوع عشق به چند دستـه مشـخص تقسیم می گردد. هریك از ما داراری یكی از این انواع می باشیم. در صفحه بعد بطور مختصر این نوع ها را بیان می كنیم.
انواع شخصیت
-
جستجو گر: ماجرا جو و مخاطـره طـلب. او تـرسی از برهم زدن قوانین و عادتها ندارد.
-
رهبر: یك انسان اهل ریسك كه دوست ندارد هیچ فرصتی را از دست بدهد. یك رهبر همیشه نسبت به هوادارانش بی نهایت با وفا و صادق است.
-
سنت گرا: با تـجـهـیز به حـواس پـنجگانه و بـكـارگیری مهارتهای عملی در طلب پایداری و استواری است. دوستانش او را قابل اعتماد می پندارند.
-
فرد گرا: در مسیـرهایش مستقل است. او شخصی كنجكاو و مملو از شگفتی و مسائل غیر منتظره می باشد.
-
یاغی: یك قـلب شـكاك كـه روحـیـه ستیزه جویی داشته و فقط از خود طرفداری می كند.
-
بخشنده: انسانی بسیار سخاوتمند كه دوست دارد همه را یاری و كمك نماید.
-
خالق: كنجكاو و احسـاسـاتی بـه هـمراه مـزاجـی آتشین، دوست دارد از طریق موازنه، جهان را به مكانی مناسبتر مبدل كند.
-
قهرمان: یك بـرنـده طـبـیعـی، قـهــرمان با سختیها و مشقات زندگی با تحمل و شجاعت برخورد می كند.
-
پشتیبان: آرام و منطقی، دیـگران بـه او اطـمیـنان كرده و نقطه ای قابل اتكا برای خود می دانند.
-
یكسان ساز: فردی بـا تـجربه و تـوانا كه میتواند خودش را با هر وضعیتی تطابق دهد.
-
ملاحظه گر: ذاتا" محـتـاط و هـوشـیـار اسـت. مـوقـیـعت ها و دیـگران را پیش از انجام اعمال نابهنگام، مشاهده و مراعات می كند.
انواع عشق
-
رومانتیك. اگر شـمـا آدمـی رمـانـتـیك هستید، عشق همه چیز شما است؛ یك ارتباط عمیق بین معنویت، جنسیت و احساس.
-
احساسی. عشق شما شدید و آتشین است. در لحظه زندگی می كنید.
-
مقدر: باور دارید كه عشق از قبل مقـدر و تعیین شده است و روح همسر، شما را به تكامل می رساند.
-
خود انگیز: عشق در نظر شما كاملا" طبیعی و برای سرگرمی تصور می شود؛ اگر چنین نباشد احساس خوبی نسبت به عشق نخواهید داشت.
-
مشهود: بسیار اساسی، آنچه كه شما بـه دنـبـالش مـی گردید همدمی ابدی برای تمام مدت عمر است، عشقی پایدار كه همیشه همراه شما خواهد ماند.
-
محتاط: ذاتا" واقع بین هستید می دانید كه در عشق رنج و جـدایی وجـود دارد ولی این باعث عدم درگیر شدن شما نمیگردد.
خود را تجزیه و تحلیل كنید
در انتهای امتحان نتایج حاصله در اختیار شما قرار گرفته و بطور كامل از نوع شخـصـیـت خود و رفتارهایی كه باعث شكل گیری رفتار شـما شـده است مـطلع خـواهید شد. بــه علاوه نمودارهایی كه معرف تعداد افراد مشابه با شخصیت شما است و نیز نمودارهـای مقایسه ای بین شما و افراد هم سنتان نشان داده خواهد شد. بعد از اینكه نتایج نوع شخصیت و نوع عشق را بطور جداگانه مشاهده نمودید میتوانید ارتباط شخصیـت خـود را با نوع عشقتان مورد سنجش قرار دهید.
نتایج را بكار ببرید
درك نوع شخصیت باعث می شود خودتان را بهتر شناخته و نتیجتا" در انتخاب همسر آینده موفقتر عمل كنید. اگر قبلا" ازدواج كرده اید، آزمـون به شما كمك خواهـد نـمـود تـا تفاوتهای ذاتی و اساسی بین خود و همسـرتـان را فهمیده و درك بهتری از احساسات خود جهت حل آسانتر مشكلات پیدا نمایید.










